أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

349

قانون ( فارسى )

كشنده را طاعون گفتند . و بعد از آن باز مفهوم طاعون تغيير يافت و بدون قيد گرمى و بدون قيد در گوشت غده‌اى بودن ، هر ورم كشنده و جان‌ستان را طاعون گفتند و در تفسير اين تغيير دادن مفهوم طاعون چنين بيان كردند : ورمى كه آن را طاعون مىناميم و كشنده است ، عبارت از نوعى ورم است كه مادهء به وجودآورنده آن به گوهرى سمى تبديل مىشود و اندام ورم‌زده را فاسد مىگرداند و رنگ طرفهاى نزديك اندام ورم كرده را تغيير مىدهد . و ممكن است خون و خون چركالوده و امثالهم از آن بتراود ، و از راه شريانها تأثير بد بر قلب بگذارد ، قى كردن ، تپش غير طبيعى قلب و غش كردن همراه داشته باشد . كه هرگاه روىآورهاى ناشى از ورم شدت يافتند ، بيمار را به آن دنيا مىفرستد . چنين مىنمايد كه اين حالت اخير را يونانيان پيشينه و باستانى قوماطا مىناميدند . اين نوع از ورم دژخيم و ناپسند در اكثر اندامان ناتوان از قبيل : زير بغل ، بيخ ران و پشت گوش را در بر مىگيرد ، و بدتر از هر حالت ديگرش آن است كه در زير بغل و پشت گوش برآيد ؛ زيرا در اين دو حالت به اندامان بسيار ارزشمند بسيار نزديك است . ورم طاعونى از رنگى كه ورم دارد نسبت بدى و بدترى خود را نشان مىدهد . ورم طاعونى سرخ‌رنگ بد است امّا اميدى در معالجه‌اش هست . در درجهء دوم ورم طاعونى زردرنگ مىآيد . كه از ورم سرخ‌رنگ بدتر است ولى باز اميدى در معالجه‌اش هست . اما اگر ورم طاعونى سياه‌رنگ باشد ، رهائى از آن محال است و شخص ورم‌زده جواز مسافرت به قيامت را گرفته است . ورمهاى طاعونى اكثرا زمانى كه بيماريهاى وبائى پيدا مىشوند و در محيط زيستهاى آلوده به و با ديده مىشوند سر برمىآرند . در كتابهاى طب يونان به نامهايى برمىخوريم كه شباهت زيادى به ورم طاعونى دارند . از قبيل : طرفيترس ( طرفريس - نسخه . ) ، قوماطا ، يوماخلا ( قوماحلا - نسخه . ) و يوبوس ( يوتوس - نسخه . ) . امّا در ميان ما طاعون طاعون است و اين همه اسماء قلمبه و سلمبه را ندارد . علاج طاعون مشروط بر اينكه وقت مساعد باشد و به شرطى كه ديدى حتما بايد بيمار پاكسازى شود ، قبل از هر چيز به پاكسازى بيمار بپرداز ! پاكسازى از راه خونگيرى باشد ، كه خلط بدجنس همراه خون از بيمار كشيده شده تخليه شود . دومين كار بايسته و لازم آن است كه نهايت كوشش در نگهدارى و نيروبخشيدن به قلب به خرج دهى . كه براى نگهدارى كردن از قلب و تقويت بخشيدن آن بايد از داروهاى سردىبخش و خوشبوى از قبيل : ترنج ، ليمو ، رب سيب ، رب به ، انار ترش استفاده كنى . همچنين گل محمدى ، كافور و صندل را سفارش دهى كه بيمار بو كند . غذاى بيمار آش عدس سركه‌زده ، گوشت در سركه پروريدهء بسيار ترشمزه كه از گوشت تيهو ، بزغاله و امثال آن باشد .